السيد الخميني

14

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )

در هر حال ، از مقصود نگذرم . آنچه آنها راجع به بهشت اخلاق و ملكات و جهنم اخلاق و دركات گفته‌اند مصيبتى است كه طاقت شنيدنش را هم نداريم . پس اى عزيز فكرى كن و چاره جويى نما و راه نجاتى و وسيلهء خلاصى از براى خود پيدا كن . و به خداى ارحم الراحمين پناه ببر ، و در شبهاى تاريك با تضرع و زارى از آن ذات مقدس تمنا كن كه تو را اعانت كند در اين جهاد نفس ، تا إن شاء اللّه غالب شوى و مملكت [ وجودت ] را رحمانى گردانى و جنود شيطان را از آن بيرون كنى ، و خانه را به دست صاحبش دهى تا سعادتها و بهجتها و رحمتهايى خداوند به تو عطا فرمايد كه تمام چيزهايى كه شنيدى از وصف بهشت و حور و قصور پيش آنها چيزى نباشد ، و آن سلطنت كليهء الهيه است كه خبر دادند اولياى خدا از اين ملت بيضاى حنيف ، و بالاتر از آن چيزهايى است كه نه گوش احدى شنيده و نه چشمى ديده و نه به قلب بشرى خطور كرده [ 1 ] . فصل در اشاره به بعضى قواى باطنيه است بدان كه خداوند تبارك و تعالى به يد قدرت و حكمتش در عالم غيب و باطن نفس قوايى خلق فرموده داراى منافع بيشمار و آنچه مورد بحث ما است در اين مورد سه قوّه است و آن « واهمه » و « غضبيه » و « شهويه » است . و هر يك از اين قوا منافع كثيره دارند از براى حفظ نوع و شخص و تعمير دنيا و آخرت ، كه علما ذكر كرده‌اند و اكنون ما را به آن احتياجى نيست . و آنچه لازم است در اين مقام تنبه دهم آن است كه اين سه قوّه سر چشمهء تمام ملكات حسنه و سيّئه و منشأ تمام صور غيبيهء ملكوتيه است . و تفصيل اين اجمال آنكه انسان همين طور كه در اين دنيا يك صورت ملكى دنيا وى دارد ، كه خداوند تبارك و تعالى آن را در كمال حسن و نيكويى و تركيب بديع خلق فرموده كه عقول تمام فلاسفه و بزرگان در آن متحير است و علم معرفة الاعضاء و تشريح تاكنون نتوانسته است معرفت درستى به حال آن پيدا كند و خداوند انسان را از بين مخلوقات امتياز داده به حسن تركيب و جمال نيكو منظر ، كذلك از براى او يك صورت و شكل ملكوتى غيبى است ، كه آن صورت تابع ملكات نفس و خلق باطن

--> [ 1 ] اشاره است به حديث ، پيغمبر ( ص ) كه فرمودند : إنّ اللّه يقول أعددت لعبادى به حديث پيغمبر ص كه فرمودند ان الله يقول اعددت لعبادى الصّالحين ما لا عين رأت و لا أذن سمعت و لا خطر على قلب بشر . . . الحديث . همانا خداوند مىگويد براى بندگان شايسته‌ام چيزى را آماده كرده‌ام كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه به قلب بشرى گذر كرده است . مجمع البيان در تفسير آيه 18 سورهء سجده . بحار الانوار ، ج 8 ، ص 198 ، « كتاب العدل و المعاد » ، « باب الجنّة » ، حديث 168 .